تبلیغات tamannaye2

دلم گرفته آسمون ، نمی تونم گریه كنم
شكنجه می شم از خودم ، نمی تونم شكفه كنم
انگاری كوه غصه ها ، رو سینه من اومده
آخ داره باورم میشه ، خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون ، از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی كسی ، یه عمر كه در به درم
حتی صدای نفسم میگه كه توی قفسم
من واسه آتیش زدن یك كوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون ، یكم من و حوصله كن
نگو كه از اون روزگار ، یه خرده كمتر گله كن
من و به بازی می گیرند ، عقربه های ساعتم
برگه تقویم می كنه ، لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شكسته تن

سلام
امروز روز پدر هست ولی بدون پدر باید این روز به شب برسونیم. با یادش با خاطراتش با خاطره هایی که چیزی از اونا تو ذهن باقی نمونده با یاد لحظه های کمی که با او بودیم.
روحش شاد

به چکاوک اما نتوان گفت مخوان!



سلام
امروز تولدم بود۲۰ تا اردیبهشت از جلو چشمام رد شد تاریک و روشن سیاه و سفید ولی مهم این بود که گذشت چشم به هم زدم ۲۰سالم تموم شد
امروزخیلی از دوستام بهم تبریک گفتن بعضی ها با اس ام اس بعضی زنگ زدن
از همشون ممنونم . ولی منتظر تبریک یه نفر بودم که هنوز بهم نگفته.


عید نوروز مبارک
میدونم خیلی وقته آپ نکردم ببخشید به خدا سرم خیلی شلوغ بوده انشا ا... جبران می کنم
یه مدتی بود از اینترنت فضای مجازی دیگه خوشم نمی اومد دیگه مثل قبل دوسش نداشتم
حالا تو سال جدید اومدم بازم باهاش دوست بشم

گاه می اندیشم:
می توان سخت گریست
می توان رنگ سپید
روی هر دیده کشید
می توان در پس این رنگ و درنگ
بچه شد ، ساده گریست
می توان ساده شکست
و به پای هم ریخت
